شمارهٔ ۴۸
مرا که دل حرم خاص جاودانه توستمکن خراب، خدا را، که خانه خانه توست
مرا ز خویش چو بیگانگان مران ای دوستکه این گهر به خدا قابل خزانه توست
کسی که پای سر فرقدان نهاد از فخربه راستان که سر او بر آستانه توست
به حق راستروان و به صدق پاکدلانکه پاکتر، ز همه گوهر یگانه توست
به خلق سایه فکن ای همای فرخ بالکه پُر ز وهم و ز اندیشه آشیانه توست
ز مژه تیر بر ابروی چون کمان داریبیا که سینه ما بهترین نشانه توست
سخن به وصف لب لعل او بگو «حاجب»چرا که این سبب عمر جاودانه توست