گنج

شمارهٔ ۱۴۷

۱۱ بیت
جام جهان بین جم به طالع میمونپر می وحدت کنم ز خم فلاطون
خم فلاطون و جام جم به چه ارزدهر چه بود جام دل ز جوهر مکنون
گل به چه ارزد چو باشد آن رخ زیباسرو چه باشد چو بالد آن قد موزون
سرو بنالد به باغ و گل نشود بازبا قد موزون و آن دو گونه گلگون
بسته عشق تو را به سلسله غم نیستطره لیلی است عقد گردن مجنون
نام نکو مایه تجارت دنیاستکس نشود از چنین معامله مغبون
چونکه تجارت به من ز تیغ متاع استعقل مبیع است و جان به حسن تو مرهون
مهر تو با آب و خاک پاک عجین استای همه تریاکیت ز نشئه معجون
شهرت سیل سرشکم از غم عشقتساحل سیحون گرفت و ساحل جیحون
تشنگی عالمی به آب زلال استتشنگی اهل دل به شربت قانون
لجه مواج طبع «حاجب » واجبریخت همی بر کنار لؤلؤ مخزون