گنج

شمارهٔ ۱۴۶

۱۲ بیت
خیزید شمع وحدت روشن کنید روشنبر تن ز نور معنی جوشن کنید جوشن
از سرو قد موزون وز، رنگ روی گلگونامروز بزم ما را روشن کنید روشن
بذری است صلح نافع، نخلی است عدل مثمردرکشت زار خاطر کشتن کنید کشتن
بانگ اناالحق آمد یا حق مطلق آمدچون مرغ حق تن از دار آون کنید آون
دربند چرخه دوک اعدا چه پیر زالندکو پنبه گردد آخر رشتن کنید رشتن
کشتیم بذر معنی دادیم آبش از خونوقت درو، رسیده خرمن کنید خرمن
نفس اژدری است غژمان این خصم خانگی رایاران حواله تیغ گردن کنید گردن
ای کودکان دنیا مجنون و منکم عقلاز سنگ طعنه خالی دامن کنید دامن
در قتلگاه مردم در زیر تیغ قاتلگر عاشقید و جان باز مردن کنید مردن
نی همچو گوسفندان در زیر تیغ قصاببیچاره وار و ناچار مردن کنید مردن
دوران صلح و عدل است هنگام عفو و جود استهر جنگ و هر جدالیست با من کنید با من
تیغ زبان «حاجب » بشکست جیش دجالای لشگر عزازیل شیون کنید شیون