شمارهٔ ۱۲۵
اگرچه رشته مشروطه را سری است درازبیا، به کوتهی ای چرخ کینه جو پرداز
ببین به ساحت ری کز نهیب توپ و تفنگتگرگ مرگ، زا بر بلا ببارد باز
به کوه هیکل خاصان ببین فراز و نشیببه دشت پیکر خوبان نگر نشیب و فراز
زمین چو، سروستان گشت یا چو لاله ستانز قد و خد جوانان عاشق جانباز
به نعش تازه جوانان ببین به دامن دشتبه گردشان چو نوابغ غراب و کرکس و باز
حجازیان پس از این قبله گاه خود سازیدزمین روح فزای مقدس شیراز
ز فرق تا به قدم در حقیقتیم غریقچه غم که گمشدگانند در طریق مجاز
تو ای همای همایون نهاد عنقافرچرا، از این قفس تن نمیکنی پرواز
نیازمند تواند اهل راز میدانینیاز بر همه زیباست بر تو عشوه و ناز
شکار «حاجب » اگر نیست مدعی غم نیستزهر شکار بود سخت تر شکار گراز