گنج

شمارهٔ ۹۵

۵ بیت
آن جامه بر آن بدن چه زیباستوان پیرهنش بتن چه رعناست
سنگین دلش از بدن هویداسیمین بدنش ز جامه پیداست
آن حله آتشین بر آن تنچونانکه درون شیشه صهبا است
و آن جامه سبز بر تن نغزچون غنچه که در غلاف خضر است
آن لعل لبت که لاله رنگ استچون خون دل حبیب حمر است