گنج

شمارهٔ ۸

۵ بیت
ای عشق گرفتی سخت ناگاه دهان ما رابردی بسرای دل از راه نهان ما را
بگذشت شبی ما را نامت بزبان ای عشقزانشب همه دم سوزد چون شمع زبان ما را
مهمان توایم ای عشق ما را به از این میدارآخر نه تو آوردی عشقا بجهان ما را
ما از وطن عشقیم حرف و سخن عشقیمعشق است که آورده است از دل بزبان ما را
چون نام و نشان گم شد مائی ز میان کم شداز عشق مگر جویند هم نام و نشان ما را