شمارهٔ ۹
کرد چرخ دورو، دو موی مراتا چه آید از این دو، روی مرا
روی و مویم ز چرخ دیگر شدلیک دیگر نگشت خوی مرا
هر چه سالم فزون تر آمد، نیزشد فزون آز و آرزوی مرا
عمر باید بجستجوی رودرفت اینک بگفتگوی مرا
رفت آبم ز جوی و می نایدآب رفته دگر بجوی مرا
چند پیچید گرد کوی بتاندل سرمست یاوه پوی مرا
چند گردید گرد علم و هنرجان دانای نکته گوی مرا
گرد کردم زهر دری دانشتا فزاید بهای و هوی مرا
لیک بی فضل حق همه دانشمینیرزد بیک تسوی مرا
ساقی فضل حق دمادم ریختباده عیش در سبوی مرا
نشد از لطف حق بخاک دریریخته هرگز آبروی مرا
بخت و اقبال و دولت و دانشگرد آمد ز چار سوی مرا
هر چه کردم بدی، خدای حبیبداد پاداش بد، نکوی مرا
دارم امید آنکه در دو جهانمی ببخشد هم آرزوی مرا