گنج

شمارهٔ ۷۶

۷ بیت
در میان عاشق و معشوق رازی دیگر استاین لب و آن گوش را ساز و نوازی دیگر است
اهل صورت از عراق آیند تا سوی حجازاهل معنی را عراقی و حجازی دیگر است
قبله حق و حقیقت عشق باشد عشق و بسزهد و علم و معرفت هر یک مجازی دیگر است
مینوازد عاشقان را گر شکر خند لبشعشوه چشم خوشش عاشق نوازی دیگر است
عشق بی پروا اگر پر سوخت صد پروانه راشمع را بنگر که در سوز و گدازی دیگر است
مسجد اقصی بود دل، کعبه جان عاشقانسوی این کعبه در این مسجد نمازی دیگر است
می‌رسد هردم ز هرسو کاروان‌های نیازهر نفس معشوق ما را نیز نازی دیگر است