شمارهٔ ۶۳
ای مغبچه کو ره خراباتتا باز رهم از این خرافات
از شاهی عرصه گاه شطرنجصد بار نکوتر ار شوم مات
ای پیر خرد ره رهائیدانی تو که چیست زین مخافات
یک جرعه می کرم کن ای پیربیزار شدم از این کرامات
در صومعه نیم عمر شد فوتاز میکده جو قضای مافات
مردانه کرامتی کن ای پیرتاخیر مکن که هست آفات
این هستی عاریت رها کنبیزار شو از حیات اموات
نابود کن این وجود بی بودتا نفی زنفی گردد اثبات