شمارهٔ ۴۶
در ره عشق نامرادی نیستجنس بازار دل کسادی نیست
بسخنهای زاهد و مفتیمرو از ره که اعتمادی نیست
بسوی شیخ استناد مکنشیخ استاد استنادی نیست
خضر وقت است پیر راه و جز اورهرو انرا دلیل و هادی نیست
بامدادان بعیش و عشرت کوشعیش جز عیش بامدادی نیست
شیخ پیوسته در معادات استپیر ما با کسی معادی نیست
گر بخواند بیا و گر راندبزن این در که بی گشادی نیست
دوش در خواب زد منادی غیباین نداکش جز او منادی نیست
راز دل با کسی مگوی و مپرسکه بجز خرمی و شادی نیست
رادمردی ز پیر جوکش خویغیر مردانگی و رادی نیست