گنج

شمارهٔ ۴۵

۱۱ بیت
ملک تسلیم و رضا دولت درویشان استکسوت فقر و فنا خلعت درویشان است
قسمت پادشهان سیم و زر و تاج و کمررنج و اندوه و بلا، قسمت درویشان است
نوبت پادشهان دبدبه کوس و دهلبانگ مرغان سحر نوبت درویشان است
صبر ایوب و بلاها که بیعقوب رسیدداستانی زغم و محنت درویشان است
خرقه سبز مرقع که بدین زیب و ضیا استبر سرو دوش فلک، کسوت درویشان است
جیب گردون که پر از رشته یاقوت و گهراجر و مزدی است که در خدمت درویشان است
کنج عزلت که نیابند بدو هرگز راهپادشاهان جهان، خلوت درویشان است
چون به بندند از این دار فنا بار رحیلوقت آسودگی و راحت درویشان است
گر نسب پادشهان راست ز جمشید و قبادقل هو الله احد نسبت درویشان است
حرم و دیر که در کیش مسلمان و کشیششد چنین محترم، از حرمت درویشان است
مسند باد صبا بندگی دیو و پریمختصر قصه ای از حشمت درویشان است