گنج

شمارهٔ ۴۳

۱۰ بیت
بیا زاهد مزن دم زین خرافاتبزن ساغر که فی التاخیر آفات
زمستان میرسد فصل شتا رامبر بیهوده جز در جمع کافات
تو گر از کعبه میائی من از دیرمخور غم کاین دو رانبود منافات
بهر راهی که میخواهی بزن گامغرض حق است زین قطع مسافات
ز قول کفر و دین در کیش ما نیستحدیثی جز مواسات و موافات
نگردد باده صافی گر نباشدسبو را با قدح در دل مصافات
صراحی نیمه شب غلغل زنان گفتکه التوحید اسقاط الاضافات
سخنها کمتر از دیو و پری گومیفکن کودکانرا در مخافات
خرابم، بیخودم، مستم، رقم کنبنام من سجل زین اعترافات
بنام مفتی و زاهد رقم کنهمه ملک ریا را با مضافات