گنج

شمارهٔ ۳۳۳

۵ بیت
از فکرت و اندیشه در آزار چرائیاز حسرت و اندوه چنین زار چرائی
کار دو جهان را که بدینسان بود آسانبیهوده بخود کرده تو دشوار چرائی
گیتی همه اندیشه و تیمار تو دارندتو خویش در اندیشه و تیمار چرائی
عالم همه در فکر تو و کار تو بیخودتو بیخبر و بیخود و بیکار چرائی
اکنونکه شفاخانه نهاده است مسیحاای کاهل بیعار تو بیمار چرائی