شمارهٔ ۳۲۶
ای خواجه شنیدستم زین کوچه رهی داریبر چهره این بت رو، پنهان نگهی داری
هر صبحدم اندر بر، سیمین صنمی گیریهر نیمه شب اندر دست، زلف سیهی داری
روز و شب تو خوش باد، وقتت همه دلکش بادکه روز و شب اندر کوی، تابنده مهی داری
ای بنده فرخنده، خوش باش زهی بندهکز دولت پاینده، رو سوی شهی داری
باید بزنی تسخر بر چهره ماه و خورکز سایه دیوارش آرامگهی داری