شمارهٔ ۳۱۵
مبر در پیش زاهد نام بادهسر زاهد فدای جام باده
امان از صبح روز افروز صهبافغان از شام عیش انجام باده
ز گفتن ها بی پروای صهباز خفتنهای بی هنگام باده
خوشا بیداری شبهای مستیخوشا مخموری ایام باده
ز نوشین خوابهای صبح مستیز شیرین بذله های شام باده
رمنده آهوان دیدم که بیدامشدند از نیم جرعه رام باده
بسا دلق ملمع شیخ و زاهدگرو بنهاده اندر وام باده
بسا دانشور عاقل که ناگاهشده دیوان از سر سام باده
کنون کز جام باده لب نشد تردماغی تر کنیم از نام باده