گنج

شمارهٔ ۳۰۳

۴ بیت
بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبونخدای را مددی ای دلیل راهنمون
شب است و روی زمین تیره و فلک تیرهجهانیان همه اندر بپرده سیه گون
همه زئاثر شیر و همه زلازل غولنه بانگ مرد و نه صوت جرس در این هامون
هزار شیر و یکی را نمیتوان زنجیرهزار مار و یکی را نمیتوان افسون