شمارهٔ ۲۸۰
ایکاش که چون موی ابر روی تو افتمچون پیچ و شکن در خم گیسوی تو افتم
تو باده خوری، مست به پهلوی من افتیمن باده خورم، مست به پهلوی تو افتم
گاهی تو از اینسوی بدانسوی من افتیگاهی من از این سوی بدان سوی تو افتم
آهوی تو بیدام شود رام بیک جاممن شیر شوم در پی آهوی تو افتم
اینها طمع خام و خیالات محال استاین بس که بدنیال سگ کوی تو افتم