گنج

شمارهٔ ۲۸

۸ بیت
پر کن از خم می کدوی مراتر کن از جام می گلوی مرا
تو که سیراب گشته ای زین جوینیز در جوی زن سبوی مرا
یا کدوی مرا پر از می کنیا بهم در شکن کدوی مرا
عدوی خیره چیره شد بر منبشکن ای دست حق، عدوی مرا
ای خلیل من آذر بتگرباز بتخانه کرد کوی مرا
کلک این بت تراش چابک دستنقش بت کرد چار سوی مرا
چار مرغند فتنه جو با منبکش این چار فتنه جوی مرا
طمع و شهوت است و حرص و املبشکن این چار زشت خوی مرا