شمارهٔ ۲۷
آنکو سرشت مهر تو اندر سرشت ماهجر تو را نوشت چرا سرنوشت ما
گشتیم خاک ما، که مگر دست روزگارروزی زند ببام و در دوست خشت ما
ما را بجرم عشق بدوزخ اگر برندباشد خیال دوست بدوزخ بهشت ما
از ما مپرس حرف و خیالات کفر و دینابروی اوست کعبه و کویش کنشت ما