گنج

شمارهٔ ۲۶۵

۸ بیت
خیز تا رخت از این کوی بیکسوی کنیمکار با مردم گیتی همه یک روی کنیم
دین یکی، قبله یکی، راه یکی، شاه یکی استتا بکی روی از این سوی بدان سوی کنیم
بیش از این بهره ما نیست زانصاف قضاگر همه قسم جهانرا بتر از وی کنیم
از نصیبی که نهادند فزون میندهندروز و شب گرد جهان هر چه تکاپوی کنیم
ما که داریم چمنها ز گل و لاله و سروبدمنها گل خر زهره چرا بوی کنیم
آنکه صد سلسله دل بست بیک حلقه زلفآفرینش همه بر قوت بازوی کنیم
تا ببینیم یکی صورت حال دو جهانیکنفس روی در آئینه زانوی کنیم
ما که از مغزهش و جان خردزاده شدیمحیف از آن است که با بیخردان خوی کنیم