شمارهٔ ۲۳۰
بجرم آنکه تو خون کرده ای دل ما رازنیم بوسه بلعل تو تا بخون آریم
هزار خون تو بگردن گرفته ای، ما دستبحیرتیم که در گردن تو چون آریم
بچشم نرگس اگر سوی ما چمن نگردزبان سوسن او از قفا برون آریم
گرفت لاله قدح، گل گشاده لب بفرحبیا که باده گلرنگ لاله گون آریم
کنونکه زلف تو سر حلقه مجانین استسزد که سر همه در حلقه جنون آریم
اگر بشادی عالم غم حبیب حسابکنند، خلق کم آرند و ما فزون آریم