شمارهٔ ۲۲۵
ما بپای خم می سر بشکنیمتوبه را بر روی ساغر بشکنیم
از سخن گر سکه بر زر میزندمدعی، ما سکه بر زر بشکنیم
ایخوش آنروزی که بر گردون سوارپنجه با خورشید خاور بشکنیم
چرخ گردون را چو چرخ پیر زالسر بسر با قطب و محور بشکنیم
پیر میخانه اگر بر روی مادر ببندد، حلقه بر در بشکنیم
طوطی هند است اگر شکر شکنما از او صد بار بهتر بشکنیم
گر دو روئی میکند با ما قلمآن قلم بر روی دفتر بشکنیم
مسلمیم اما بکیش ما بودمحض کفر ار قلب کافر بشکنیم
نیست در آئین ما هرگز سزاکدل ز درویش و توانگر بشکنیم