گنج

شمارهٔ ۲۲۴

۸ بیت
افتد که شبی از کف تو جام ستانیمچون مست شویم از لب تو کام ستانیم
چون بوسه دهد لعل لب تو بلب جامما بوسه لعلت ز لب جام ستانیم
گویند که هرگز نشود بوسه به پیغامما بوسه از این گونه به پیغام ستانیم
چون نوبت مستی شود و عربده جوئیصد بوسه ز لعل تو بابرام ستانیم
تو مست فرو افتی و ما از لب و چشمتمستانه همی پسته و بادام ستانیم
چندانکه دهی دفع و کنی منع و زنی مشتبوس از لب لعل تو بدشنام ستانیم
کامی که بهشیاری از او نام نشایدبردن، گه مستی چو شوی رام، ستانیم
ای ترک اگر زلف تو افتد بکف ماداد از ستم گردش ایام ستانیم