گنج

شمارهٔ ۲۲۱

۱۰ بیت
امشب بدر پیر مغان ولوله داریمبا مغبچگان از دف و نی غلغله داریم
می از چه حرام است و ریا از چه حلال استاز شیخ ریا کار یکی مسئله داریم
ما هر چه بگوئیم مثال است و تو طفلیشرحی به از این از پی این امثله داریم
ایشیخ گر از رندی ما تو گله داریاز شیخی تو نیز بسی ما گله داریم
با مثل تو ناچار شب و روز گرفتارالحق که در این کار بسی حوصله داریم
یک همت مردانه کن ای خضر ره عشقتا منزل مقصود یکی مرحله داریم
ره گم نشود تا نفس پیر دهد راهیک بانگ جرس رهبر این قافله داریم
در مشرب سالوس اگر با تو شریکمجز زرق و ریا نیز بسی مشغله داریم
زین علم که رسمی است پی بحث و جدل نیزافزون ز تو چندین ورق باطله داریم
دیوانه شب عاقل روزیم و از این دستما عقل و جنون بسته بیک سلسله داریم