شمارهٔ ۲۱۸
گرد لعل دلفریبت کرده منزل تیره خالنام لعل تو حمیرا نام خال تو بلال
خیره کردی چشم گیتی را تو از این روی و مویتیره کردی روز عالم را تو با این زلف وخال
ریختی خون مرا با تیر مژگان ور دهیبوسه ای زان لعل لب، خونم تو را بادا حلال
تا بکی ای خضر فرخ پی پسندی از جفاکه بمیرم تشنه لب من بر لب آب زلال
رازها دارد دل من با لب جانبخش توبی خطاب و بی تکلم بی جواب و بی سئوال
دوش تا وقت سحر با لعل و خالت میسرودکلمینی یا حمیرا و ارحنی یا بلال