شمارهٔ ۲۰۹
نزند دم فلک بجز دم عشقعالمی نیست غیر عالم عشق
شادی ای نیست جز که شادی عشقنیز نبود غمی بجز غم عشق
زین همه نکته ها که عقل سرودحل نشد باز، راز مبهم عشق
عقل و آن زخمهای ناسورشنشود به مگر بمرهم عشق
آدم عقل بود کز دم دیورفت ناگه ز ره، نه آدم عشق
عقل چون حلقه از پس در کوفتکاندرین حلقه نیست محرم عشق
ملک صورت بود مسلم عقلملک معنی بود مسلم عشق