گنج

شمارهٔ ۱۹۶

۱۱ بیت
گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بسخویش را در خویش پیدا کن کمال این است و بس
سنگ دل را سرمه کن در آسیای رنج و درددیده را زین سرمه بینا کن کمال این است و بس
هم نشینی با خدا خواهی اگر در عرش ربدر درون اهل دل جا کن کمال این است و بس
هر دو عالم را بنامت یک معما کرده اندای پسر حل معما کن کمال این است و بس
دل چو سنگ خاره شد ای پور عمران با عصاچشمه ها زین سنگ خارا کن کمال این است و بس
پند من بشنو بجز با نفس شوم بد سرشتبا همه عالم مدارا کن کمال این است و بس
ای معلم زاده از آدم اگر داری نژادچون پدر تعلیم اسما کن کمال این است و بس
چند میگوئی سخن از درد و رنج دیگرانخویش را اول مداوا کن کمال این است و بس
سوی قاف نیستی پرواز کن بی پر و بالبی محابا صید عنقا کن کمال این است و بس
چون بدست خویشتن بستی تو پای خویشتنهم بدست خویشتن واکن کمال این است و بس
کوری چشم عدو را روی در روی حبیبخاک ره بر فرق اعدا کن کمال این است و بس