گنج

شمارهٔ ۱۸۴

۷ بیت
میرود نیسان و میآید ایارنیمی افزون رفت از فصل بهار
تا هنوز اندر بگلشن لاله ایستلاله وار از کف مده جام عقار
همچو نرگس صبحدم از خواب سربرمکن جز با دو چشم پر خمار
پا مکش چون سرو آزاد ای ندیمدر بهاران از کنار جویبار
ساحت صحرا پر از نسرین و گلدل چسان در خانه میگیرد قرار
یا چو سنبل خیمه زن بر طرف جوییا چو بلبل نغمه زن بر شاخسار
عیش و عشرت چیست دانی در جهان؟از خودی در بیخودی کردن فرار