شمارهٔ ۱۷۲
تیره شد گیتی و هنگام طرب باز آمدمژده ای خلوتیان نوبت شب باز آمد
وقت پیمودن کاس آمد و پر کردن طاسنوبت پر زدن مرغ طرب باز آمد
وقت راحت شدن از صحبت ابنای جهانگاه آسودگی از رنج و تعب باز آمد
جان بلب آمده بود از غم و اندیشه روزشب شد و جان بتن و جام بلب باز آمد
ساقی دوش که روز از نظرم غائب بودچون شب آمد بیکی شکل عجب باز آمد