گنج

شمارهٔ ۱۷۳

۵ بیت
آمد مه خورداد که در غم نتوان بودماهی است که بی باده در غم نتوان بود
فصلی است که بی جام لبالب نتوان زیستماهیست که بی رطل دمادم نتوان بود
از قسم خود افزون مطلب، قول حکیم استاین نکته که بر خویش مقدم نتوان بود
آدم بحقیقت لقب مردم راد استبی رادی و بیمردمی آدم نتوان بود
گر ملک سلیمان و اگر دانش آصفکس را همه دم عیش مسلم نتوان بود