گنج

شمارهٔ ۱۵۱

۱۰ بیت
پیر مغان گناه مرا گر ثواب کردتبدیل سیئات بحکم کتاب کرد
روز حساب را که بفردا نهاد شیخامروز پیر میکده یوم الحساب کرد
تسنیم و خلد و کوثر و طوبی و سدره رایکجرعه آب کرد و بجام شراب کرد
آباد بر زمین خرابات و دست پیرکزیک قدح شراب، جهانرا خراب کرد
فاروق حق و باطل و میزان قسط و عدلپیمان پیر ماست که فصل الخطاب کرد
زان حلقه ها که بر در مسجد بکوفتیمما سالها ز دیر مغان فتح باب کرد
پنهان شد از دو دیده ز بسیاری ظهوربا ماهیان بحر فنا کار آب کرد
دیوانه ای بسخره اطفال شهر خاستاز بهر سنگ و چوب مرا انتخاب کرد
در خواب گرد خویش زدم طوف و دوش پیراز طوف کعبه دل تعبیر خواب کرد
روزی بسوی میکده راهم گشود پیرکز خانقاه مدرسه شیخم جواب کرد