گنج

شمارهٔ ۱۵۲

۹ بیت
کفر زلف تو عرض ایمان کردهندوی کافرم مسلمان کرد
اهرمن جادوئی بخاتم جمداد تشریفم و سلیمان کرد
نرگس نمیخواب بیمارشدرد ما را بغمزه درمان کرد
دوش در پای خم حریفی مستعقل را سر برید و قربان کرد
هر چه دشوار بود نزد خردپیر میخانه دوش آسان کرد
ترک چشمت پناه تقوی رابیکی غمزه تیر باران کرد
پیر میخانه دوش مسئله ایتازه و نغز، باز عنوان کرد
دم چه در هفت بند نای دمیدشرح هر هفت بطن قرآن کرد
شیخ تکفیر کرد مومن راکفر را پیر عین ایمان کرد