گنج

شمارهٔ ۱۳۵

۷ بیت
شیخنا خیزو برون آی ز خود گامی چندجستجوئی کن و ازهم بگسل دامی چند
دفتر معرفت شیخ سراسر خواندمنامه ای بود سیه روی و پر از نامی چند
چند گوئی سخن از دیر و حرم، شیخ و کشیشخود پرستی دو سه وابسته او هامی چند
چکنم با که توان گفت که آندولت خاصرفت از دست من از سرزنش عامی چند
کودکانیم و ببازی زده خود را که بریماز لب و چشم بتان پسته و بادامی چند
محرمی نیست و گر هست همان باد صبا استکه رساند بسر زلف تو پیغامی چند
بسر سبز تو ای سرو که چون خاک شومبرسر خاک من از لطف بنه گامی چند