گنج

شمارهٔ ۱۳۴

۹ بیت
تا چند از این خاک بمیرید و بزائیدگامی بگذارید و بر افلاک بر آئید
بکبار بمیرید و دوم بار نمیریدیکبار بزائید و دوم بار مزائید
یکروز مباشید و همه روز بباشیدیکدم بمپائید و همه سال بپائید
از لب بسوی کوه وز که باز سوی لبخواهید روان شد که همه رجع صدائید
باز آمدن و رفتن از این خانه شما رااز چیست بپرسید که چونید و چرائید
بر دولت و بر مال فزایش نکند سودآن سود بود سود که بر خود بفزائید
خود منبع شهد و شکر و کان نباتیدتا چند بطمع شکر انگشت بخائید
ای پاک نژادان فلک قدر ملک صدرتا کی بدر مفلسکان چهره بسائید
زین سوی بدان سوی و زین کوی بدان کویچون یوسف مصرید که در بیع و شرائید