گنج

شمارهٔ ۱۱۱

۱۲ بیت
تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شدما را فضای میکده بیت الحرام شد
بر چرخ بود خانه معمور و بر زمینبیت المقدس است که میخانه نام شد
در کیش عشق بود که رندان مست راشاهد پیمبر آمد و ساقی امام شد
در باده چهر یار کند جلوه دگراکنون ببزم عیش که آئینه جام شد
در کوی عشق خاک شو ایدل که خاک بودآنکش نصیب جرعه کاس الکرام شد
چون شحنه میفروش شد و شیخ باده نوشرندان شهر را همه عالم بکام شد
قومی بسوی کعبه و قومی بسوی دیرتا قسم ما از این دو عمایت کدام شد
یکجرعه انگبین ز لب آمیز ای حکیماین شیخ را بسر که که نعم الادام شد
وارونه گشت سبلت زاهد بیک قدحجامی دگر دهید که کارش تمام شد
یک جلوه کرد قامت ساقی که شیخ شهرآمد برقص و گفت قیامت قیام شد
جز ریش انبهش نبود دام مکر و فناین سفله کو بشعبده شیخ الانام شد
لب بر لب پیاله مگر می نهد حبیبهر صبح و شام کین همه شیرین کلام شد