شمارهٔ ۱۰۵
بخت اگر یاری کند دلدار دلداری کندنوبت گلشن رسد گلزار گلزاری کند
سهل باشد محنت از جور رقیب و دور چرخشاخ گلبن گل بر آرد خارا گر خاری کند
بزم عشرت گرم گردد، خون تاک آید بجوشباده سرمستی دهد پیمانه سرشاری کند
طره معشوق ما گر شد پریشان باک نیستجمع دل را در پریشانی نگهداری کند
نرگس دلدار ما رنجور و بیمار است لیکدردمندان را به بیماری پرستاری کند
کفر و ترسائی گر این باشد که کار زلف اوستکعبه میخانه شود تسبیح زناری کند