شمارهٔ ۸۰
بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیستروزم سیاهکرده چشم سیاه کیست
با آنکه صرف شد همه عمرم در انتظارآگه نیم هنوز که چشمم به راه کیست
دلدادن و سخننشنیدن گناه مندلبردن و نگاهنکردن گناه کیست
جرم مرا امید به رحمت حواله کرددر حیرتم که دیده نر عذرخواه کیست
داند کسی که دیده کله کج نهادنتگل غرق خون ز حسرت طرف کلاه کیست
گر پی بری به مرتبه محرمان عشقدانی که عفو دستنشان گناه کیست
تیرش تمام سینهپسندست و دلنشیناین غمزه دستپرور طرز نگاه کیست
قدسی اگر دلم نخراشیده غمزهاشالماس بر جراحتم از برق آه کیست