شمارهٔ ۷۹
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اناخناست۷ بیت
آنکه دایم میخراشد سینه ما ناخن استخارخار سینه ما را مداوا ناخن است
زاهد و ترسا ز من هر یک به نوعی راضیاندمیگشایم عقده از هر رشتهای تا ناخن است
عشق اگر باشد کشد هر لاغری صد کوه غماز گره بر رشته باکی نیست هرجا ناخن است
نیست ظاهر از برون زخم و درون صد جای ریشاستخوان در سینه احباب گویا ناخن است
میکند افغان ما آخر سرایت در دلیمیخراشد سینهای گر ناخن ما ناخن است
نیم بسمل را علاج درد تیغ دیگریستبا دلم زان پنجه غم را مدارا ناخن است
دیدهام را مانع نظاره آب دیده شدموج دایم در خراش روی دریا ناخن است