شمارهٔ ۷۸
لیلیاش در دل و گوشش به صدای جرس استیا رب این مغلطه مجنون ترا با چه کس است
میبرد برگ گلی باد ز گلزار برونبلبلی در پس دیوار مگر در قفس است؟
بلبل از بیخودی عشق جهد شاخ به شاخگل به خون گشته ز غیرت که مگر بوالهوس است
عمر در خدمت او صرف شد و یار هنوزپرسد احوال مرا از دگران کاین چه کس است
دل مشتاق تو و لاف صبوری هیهاتشمع این انجمن آسوده ز باد نفس است