شمارهٔ ۸
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یدهرا۶ بیت
خوشدل کند خیال تو هجرانکشیده راآتش گل است دیده گلشنندیده را
تا آب دیده خون نشود بر زمین مریزدر شیشه واگذار می نارسیده را
تسلیم شو که اجر شهادت نمیدهنددر کوی عشق کشته در خون تپیده را
بازآ که در فراق رخت نقش روز و شبخال سفید و آب سیاه است دیده را
ذوق طرب کجا دل غمگین من کجالذت ز باده نیست لب خون مکیده را
بیدرد گو بنال که سیماب اگر شودخوبان نمیبرند دل آرمیده را