شمارهٔ ۹
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ینهما۶ بیت
ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه مابه دوستی که تو هم دل بشو ز کینه ما
ز خیرهچشمی خود سوختم که یار امروزهنوز در عراق است از نگاه دینه ما
ز اشتیاق خدنگ تو بعد مردن همشود نشانه تیر استخوان سینه ما
بلا بود دل آسوده درد عشق کجاستکه سنگ تازه کند عهد آبگینه ما
امید خوشدلی از ما مجوی ای همدمکه عشق داده به طوفان غم سفینه ما
توانگریم ز اسباب غم چنان قدسیکه روزگار بود مفلس از قرینه ما