شمارهٔ ۷
پژمردگی نبرد بهار از گیاه ماچون لاله جزو تن شده بخت سیاه ما
روزی که نبود آینه حسن در نظردر چشمخانه زنگ برآرد نگاه ما
ما صبح صادقیم و دم از مهر میزنیمآیینه تیرگی نپذیرد ز آه ما
آنکس که پی به مزرع امید ما نبردگیرد مگر ز برق سراغ گیاه ما
آتش کشد زبانه چو شمع از زبان اوکلک فرشته گر بنویسد گناه ما
از دیده نر و دل روشن به راه عشقافتد بر آب و آینه چون عکس راه ما
قدسی کفایت است در اثبات عاشقیرخسار زرد و دیده گریان گواه ما
امشب سیهترست ز شبهای دیگرمقدسی مگر شود مدد صبح آه ما