گنج

شمارهٔ ۶۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یست۱۰ بیت
آسمان پوشیده نیلی جان من غمناک چیستدیگری دارد مصیبت بر سر من خاک چیست
هر طرف هست آرزویی در دل صدپاره‌امدر میان لاله و گل اینقدر خاشاک چیست
بر شهید دیگری تیغ‌آزمودن خوب نیستعشق ما را بس بود بی‌مهری افلاک چیست
سنبل و گل پرده تا برداشتی دانسته‌اندزلف عنبربو کدام و روی آتشناک چیست
گر نظر با غیر بودش چون دل من شاد شد؟تیغ اگر بر دیگری زد سینه من چاک چیست
در حریم وصل خود منع دلم از غم مکنغنچه می‌داند که در گلشن دل غمناک چیست
آنکه هرگز برنمی‌دارد قدم از دیده‌امحیرتی دارم که نقش پای او بر خاک چیست
دیده گریان خود تا دیده‌ام دانسته‌امبا همه آلوده دامانی نگاه پاک چیست
ای سراپا عشوه گاهی جلوه‌ای در کار مابر سر گنجی نشسته اینقدر امساک چیست
دل به زلفش بسته‌ای قدسی چه می‌خواهی دگرصید بسمل‌گشته را معراج جز فتراک چیست