شمارهٔ ۴۳
آه سحر نتیجه شرر میدهد مرانخل امید بین که چه بر میدهد مرا
خون میکند غمت جگرم را هزاربارتا یک پیاله خون جگر میدهد مرا
بیهوشیام به طرز حریفان بزم نیستساقی می از سبوی دگر میدهد مرا
افتادهام به دام کسی کز غرور حسننه میکند هلاک و نه سر میدهد مرا
قدسی شود چو معرکه رستخیز، گرمدل بد مکن که عشق ظفر میدهد مرا