گنج

شمارهٔ ۴۰۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انم۸ بیت
اگر به عشق نباشد درست، پیمانمبه عهد زلف تو کافر نیم، مسلمانم
من و دیار محبت، که هرکجا رفتمبه دولت غمت آماده بود سامانم
برای من شده نازل ز عرش، مصحف عشقحدیث مهر و وفا آیتی‌ست در شانم
به این که چشم تری بوده پیش ازین آنجاهمیشه در نظر آید خیال کنعانم
به جان دوست که جز بر رضای دوست مراقدم نرفته، وگر رفته هم پشیمانم
چو گل به روی خسان تا نبایدم خندیدچو غنچه معتکف خلوت گریبانم
ز سرگرانی بختم ز بس ملال رسیدبود ز سایه دستار، دل هراسانم
ز خاک عشق، گیاهی نمی‌دمد ناقصتمام داغ بود، لاله بیابانم