شمارهٔ ۳۸۳
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انزخم۷ بیت
تا آفرین شست تو گوید زبان زخمپیکان زبان خویش کند در دهان زخم
یک دم بمان چو زخم زدی، تا که بشنویتحسین تیغ خود ز لب خونفشان زخم
جنس جفا کسی نستاند به نیم جوجایی که تیغ یار گشاید دکان زخم
بس گرم شکر گفتن بازوی قاتل استترسم که تیغ، آب شود در دهان زخم
دل را پر از ذخیره لذت کند کنارغلتد چو نیم بسمل تو در میان زخم
زخم خدنگ عشق چو درمانپذیر نیستبیهوده، ای مسیح مکن امتحان زخم
قدسی دلم شکاف شکاف است در درونبر سینه گرچه نیست ز بیرون نشان زخم