گنج

شمارهٔ ۳۱۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: وزیخویش۶ بیت
هرکسی شاد به سال نو و نوروزی خویشدل شوریده عاشق به غم‌اندوزی خویش
شب تاریک مرا روشنی از آه من استبرو ای شمع، تو و انجمن‌افروزی خویش
دیده زخمم ازان پیش که روشن گردددیده بر تیغ جفای تو رقم، روزی خویش
من شوریده کجا و غم ناموس کجابرو ای عقل و ببر مصلحت‌آموزی خویش
کوکب بخت کس از سعی نگردد فیروزخویش را چند کنم رنجه به دلسوزی خویش؟
ما چو قدسی نمک خوان سیه‌بختانیمبخت ما چون نبود شاد ز بهروزی خویش؟