گنج

شمارهٔ ۲۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انرا۵ بیت
به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان راکه تازه ریخته‌ای خون صد مسلمان را
ز حد فزون مکن ای داغ با دلم گرمیکه هیچ‌کس به تواضع نکشته مهمان را
قیامتی ز خرامیدنش بلند نشدچه نسبت است به قد تو سرو بستان را
شب وصالم اگر رخصت نظاره دهیچو شمع بر سر مژگان فدا کنم جان را
سرشک من همه‌جا می‌رسد نیم زان قومکه شسته‌اند ز دامن جدا گریبان را