گنج

شمارهٔ ۲۵۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ابمساختند۸ بیت
نو نیاز خواهشم، لیک از حجابم ساختندسربسر مهرم، ز نور آفتابم ساختند
روز و شب بر خویش می‌پیچم ز حیرت شعله‌وارزلف معشوقم مگر، کز اضطرابم ساختند؟
{بیاض}حیرتی دارم که چون مست شرابم ساختند
صورتش را از ازل در چشم من دادند جابی‌نیاز از ناز گلبرگ نقابم ساختند
چون دل عاشق نمی‌گیرم دمی یک جا قرارزانکه همچون شعله، محض اضطرابم ساختند
داشتم یک دل، ز من بردند و دیگر ساختندگلرخان شرمنده خویش از جوابم ساختند
دیده کی بر هم نهم چون چشم روزن تا به روز؟تا خیال غمزه را آشوب خوابم ساختند
چون نیابم گوهر معنی به صورت، کز ازلغوطه‌زن در بحر دقت چون حبابم ساختند