گنج

شمارهٔ ۲۴۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اکشد۴ بیت
بس که دود آه عاشق پرده افلاک شدسینه افلاک از داغ کواکب پاک شد
پا ز عزت بر زمین ننهد ملک در شهر عشقبس که در هر کوچه‌اش جسم عزیزان خاک شد
اتحادی هست با خونین‌دلانم، زان سببغنچه پیراهن درید و سینه من چاک شد
بر فروزد عارض معشوق از اظهار نیازروی گل از شرم عشق بلبل آتشناک شد